خشونت

پرسش مهر " خشونت چیست و از کجا نشات گرفته است؟"

خشونت

پرسش مهر " خشونت چیست و از کجا نشات گرفته است؟"

ایستادگی در برابر خشم (خشونت) از دیدگاه ائمه

امام رضا (ع) : خدای متعال به یک پیغمبری از پیغمبرانش وحی کرد : که وقتی صبح از خانه بیرون آمدی اولین چیزی که به نظرت می آید بخور و دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان و سومین چیزی را که می بینی پناهش ده و چهارمین چیزی را که دیدی مایوس نکن و پنجمین چیزی را که می بینی از آن فرار کن. چون صبح شد و بیرون آمد کوه بزرگی را دید که در روبه رویش است ایستاد و به یاد فرموده خدا افتاد  که  به او فرموده بود  اولین چیزی را که دیدی بخور و او تعجب کرد بعد با خودش فکر کرد که خدا مرا به چیزی امر نمی کند که من طاقت آن را نداشته باشم پس به طرف کوه رفت تا آنرا بخورد هر چقدربه کوه نزدیکتر میشد کوه کوچکتر میشد تا آنجا که وقتی به کوه رسید کوه را  لقمه ای لذیذ یافت و آن لقمه را خورد و لذتی به او دست داد که تا حالا با خوردن لقمه ای به او دست نداده بود . دومین چیزی را که دید طشت طلایی بود چون خدا امر کرده بود دومین چیزی را که می بینی آنرا بپوشان چاله ای کند و آن طشت طلا را در خاک پنهان کرد و بعد به راه خود ادامه داد و لحظه ای به پشت سر خود نگاه کرد دید که آن طشت طلایی که پنهان کرده بود  آشکار شده و از خاک بیرون افتاده با خود گفت آنچه را که خدا فرموده بود انجام دادم و به راه خود ادامه داد دید که مرغی در آسمان است و بازی ( پرنده شکاری ) دنبال او است و قصد شکار کردن مرغ را دارد چون خدا به او فرموده بود سومین چیزی را که می بینی پناه ده آستین لباسش را گشود تا مرغ در آنجا رود و پناه گیرد پس وقتی این کار را کرد باز شکاری به او گفت من چند روزی است که دنبال این مرغ هستم تا شکارش کنم و تو او را پناه دادی و نگذاشتی که من شکارش کنم چون خدا گفته بود چهارمین چیزی را که دیدی مایوس نکن قسمتی از گوشت پای خود را کند و به باز شکاری داد و به راه خود ادامه داد و بعد در ادامه راه گوش مردار گندیده ی کرم گذاشته ای را دید چون خدا به  او گفته بود پنجمین چیزی را که دیدی از آن فرار کن فرار کرد. به خانه برگشت و شب در خواب خدا به او گفت کارهایی را که گفتیم انجام دادی آیا معنای این کارها را می دانی ؟ گفت نه . خداوند فرمود آن کوه را که دیدی و بعد به امر ما رفتی بخوری و هرچه به آن نزدیکتر می شدی کوچکتر میشد و آخر لقمه ای لذیذ شد غضب است که اگر هنگام غضب خود را نگه داری و غضب خود را بخوری بعد از آن خوشحال میشوی که غضب را نگه داشتی و خود را کنترل کردی این خوشحالی همان لقمه لذیذ است. و اما آن طشت طلا که پنهانش کردی کار خوب و نیک است که اگر آن را پنهان کنی و به کسی نگویی ( و ریا نکنی ) خداوند آنرا ظاهر میگرداند و به همه نشان می دهد. و اما آن مرغی که پناهش دادی این است که اگر کسی تو را نصیحت می کند نصیحت او را قبول کن( گرچه آن حرف را قبلا شنیده باشی ) و باز شکاری که مایوسش نکردی آن است که اگر کسی از تو چیزی میخواست او را مایوس نکن ( اگر فقیری آمد و چیزی درخواست کرد به او کمک کنید و ناامیدش نکنید ) و اما گوشت مردار گندیده ای که امر شده بود از آن فرار کنی غیبت است و از غیبت کردن بپرهیز و غیبت نکن. عین الحیوة صفحه 521

امام باقر (ع) فرمود : هنگامیکه نوح نزد پروردگار خود دست به دعا برداشته و بر قوم خود نفرین کرد شیطان ( خدای لعنتش کند ) به نزد نوح آمد و گفت : ای نوح تو را بر من حقی است که میخواهم تلافی اش کنم ، نوح گفت : به خدا قسم بر من بسی ناگوارست که مرا بر تو حق نعمتی باشد چه حقی به تو دارم ؟ گفت : آری به قوم خود نفرین کردی و همه را غرق نمودی و دیگر کسی که من گمراهش کنم باقی نماند و هم اکنون دوران استراحت من است تا نسل دیگری به وجود آید و من گمراهشان نمایم ، نوح به شیطان گفت : آنچه میخواهی که به پاداش این خدمت !!! بدهی چیست ؟ گفت : در سه جا به یاد من باش که نزدیک ترین حالات من به بنده خدا در یکی از این سه مورد است : 1- به هنگام خشم به یاد من باش ( که هنگامی که خشمگین میشوی وسوسه ات میکنم که خشم تو را به هر جنایتی وادار کند { که دیده میشود در دعواها و زد و خوردها که رخ میدهد طرفین دعوا بر اثر لحظه ای خشم و تسلط نداشتن بر خشم خود طرف مقابل را با چاقو و غیره به قتل می رسانند و همه این کارها بر اثر این است که خشم خود را کنترل نکرده است ، چند حدیث از شاه ولایت علی (ع) در باره خشم  :   مولا علی (ع) : خاموش کردن آتش خشم برای کسی میسر است که از روی حقیقت دشمنهای درونی را در دل بمیراند و ضمیر خود را از کینه و بد خواهی دیگران پاک کند .  الحدیث جلد 2 صفحه 289   __  مولا علی (ع) : در کشاکش انگیزه‌های شهوت و غضب، عقل بشر تیره و تار می‌شود و فروغ خود را از دست می‌دهد. الحدیث جلد 2  صفحه 208   __   مولا علی (ع) : دشمن‌ترین دشمنان آدمی غضب و شهوت او است. آن کس که بتواند این دو غریزه سرکش را مهار کند و آنها را به فرمان خود درآورد ، مقام عظیمی دارد و می‌تواند به اوج انسانیت برسد. الحدیث جلد 2  صفحه 19   __    مولا علی (ع) : غضب آتشی است مشتعل ، کسی که خشم خود را فرو نشاند ( خشم خود را نگه دارد ) ، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد ، ( خشم خود را نگه ندارد ) خود اولین کسی است که در شعله ها ی آن خواهد سوخت.   الحدیث جلد 1 صفحه 1  ) 2- هنگامیکه میان دو نفر قضاوت کنی به یاد من باش ( که در این هنگام  وسوسه ات میکنم که قضاوت به حق نکنی ) 3-هنگامی که با زنی ( نامحرم ) به خلوت نشسته ای و هیچ کس دیگر با شما نیست به یاد من باش( که در این موقع  وسوسه ات میکنم که به گناه بیفتی ).   خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 150

در کتاب نورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین از حضرت امام علی نقی (ع) نقل شده که فرمودند : بعد از قضیه طوفان روزی شیطان به نزد حضرت نوح آمد و عرض کرد تو را بر من منت بزرگ است و من قصد دارم تلافی کنم آن خدمتی که به من نموده حضرت نوح متاثر شد و پرسیدند من به تو چه خدمتی نموده ام عرض کرد من در صدد اغوا و گمراهی مردم بودم تا اینکه آنها را در مرام کفر نگاه دارم تا بغتة مرگ گریبان آنها را بگیرد و آنها را با خود وارد جهنم سازم ، ولی می ترسیدم چنانچه ثبات قدم در هدایت مردم داشته باشید آخرالامر بعضی از آنها به تو ایمان آورند و اهل بهشت شوند ولکن در اثر نفرینی که نمودی و از خداوند طوفان طلبیدی خدا طوفان فرستاد تا اینکه تمام مردم را در حال کفر فرا گرفت و آنها را هلاک نمود و وارد جهنم گردیدند و من فعلا از اغوای آنها راحت گشتم تا اینکه کی دو مرتبه مردمی در عالم پیدا شوند تا خواسته باشم آنها را اغوی نمایم و در عوض این خدمت قصد دارم تو را مطالب نافعه و نصایح شافیه بنمایم ، حضرت نوح فرمودند مرا به نصایح تو احتیاجی نیست و میخواست به کلمات او گوش ندهد زیرا خیال میکرد شیطان با این مقدمات میخواهد او را بفریبد و اغوی کند از طرف حضرت حقتعالی خطاب شد ای نوح شیطان قصد اغوای تو را ندارد بلکه میخواهد مطالب حقه گوش زد تو نماید و لذا به نصائح او گوش ده حضرت نوح فرمود بگو چه میخواهی بگویی شیطان عرض کرد چند صفت در خود راه مده که موجب هلاکت تو میگردد : اول صفت تکبر زیرا تکبر مرا از آن مقام ارجمندیکه داشتم به خاک مذلت افکند و مطرود حق و مستحق لعن او گردانید و اگر من از سجده به حضرت آدم تکبر نورزیده بودم و خود را بزرگتر از آن نمی دانستم به این روز ذلت نمی افتادم. دوم صفت حرص زیرا حضرت آدم را خداوند تمام نعمتهای بهشتی را در تحت اختیار او قرار داد و فقط به او فرمود از شجره گندم مخور ولکن حرص او را وادار نمود تا اینکه از آن درخت خورد و به او رسید آنچه رسید. سوم صفت حسد زیرا حسد وادار نمود قابیل را بر آنکه برادر خود هابیل را بکشد و خود را در اثر این عمل مستحق تابوت جهنم گردانید و ای نوح در سه موضع هم به یاد من باش زیرا من در این مواضع نزدیک ترین حالاتم به اولاد آدم و تسلطم بر آنها از تمام حالات بهتر میباشد. اول در حال غضب زیرا من دوست دارم اولاد آدم غضب نماید و من در حال غضب آنها را به هر امر فجیعی که وادار نمایم امتثال خواهند کرد ، دوم در موقعیکه خواسته باشی در ما بین مردم مصدقی کنی و حکمی را بیان نمایی زیرا ممکن است یکطرف تصدیق و حکم اولاد تو باشد و طرف دیگر شخص اجنبی و در این صورت هم حکم به حق کردن بسیار مشکل میباشد و من به هر وسیله باشد اولاد آدم را اغوی میکنم و نمی گذارم به حق تصدیق و حکم کند ، سوم در حالیکه با زن اجنبیه خلوت نمایی زیرا خلوت با آنها موجب تسلط من است بر اولاد آدم و کم کسی خلوت با اجنبیه میکند که من او را اغوی نکنم و نفریبم.   سوغات سفر ( از تالیفات حاج شیخ علی قرنی گلپایگانی ره ) جلد 1 صفحه 305 الی 306

  خصال صدوق - هشام بن معاذ گفت من همنشین عمر بن عبد العزیز بودم وقتى داخل مدینه شد. منادى او فریاد زد هر کس طلبى دارد یا به او ستم شده بیاید به در خانه ما. امام باقر (ع) آمد. غلام عمر بن عبد العزیز بنام مزاحم اطلاع داد که محمد بن على (حضرت باقر) بر درب خانه است. گفت بگو بیاید ... امام باقر (ع) وارد شد عمر بن عبد العزیز چشمان خود را از اشک پاک میکرد. حضرت باقر فرمود براى چه گریه میکنى عمر؟ هشام در پاسخ گفت فلان و فلان مطلب موجب گریه ‏اش شده یا ابن رسول اللَّه، حضرت باقر فرمود: عمر، دنیا بازارى است از بازارها بعضى خارج شدند از این بازار با نفع و سود و بعضى با زیان و ضرر بسا از اشخاصى که زیان بردند از همین کارها که ما در آن هستیم تا بسوى مرگ شتافتند زندگى را بپایان بردند. از دنیا رفتند با سرزنش زیرا وسیله براى آینده آخرت خود در بهشت برنداشتند و مدافعى از ناراحتیهاى جهنم با خود نبردند. آنچه جمع کرده بودند کسانى بین خود تقسیم کردند که پاسش را هم نداشتند و رفتند به پیشگاه پروردگارى که عذر و بهانه از آنها نمی ‏پذیرد. ما باید توجه به این اعمال که موجب رشک و غبطه ما بود بنمائیم و در آن اعمال با آنها موافقت کنیم و از اعمالى که میترسیم چه بر سر آنها آورد بپرهیزیم. در دل خود دو چیز قرار ده. دقت کن هر چه مایلى با تو باشد وقتى به حضور خدا رفتى اکنون جلوتر بفرست و هر چه مایل نیستى به همراهت باشد در پیشگاه پروردگار چیز دیگرى بجاى آن بگیر. به دنبال متاعى که کساد شده و خریدار نداشته نسبت به گذشتگان و تو مایلى از تو بگذرد مرو- عمر، درها را باز بگذار و حاجب و دربانان را سخت‏گیر قرار مده بداد مظلوم برس و حق مردم را بده. سپس فرمود سه چیز است که در هر شخصى باشد ایمان بخدا را کامل نموده، عمر بن عبد العزیز از شنیدن این سخن روى دو زانوى خود نشست و گفت آنها چه هستند اى خاندان پیامبر. امام علیه السلام فرمود بسیار خوب عمر: 1- کسى که وقتى خشنود است این خشنودى او را داخل کار باطل نکند. 2- وقتى خشم گرفت خشمش او را از حق خارج ننماید. 3- و کسى که وقتى قدرت یافت بیشتر از حق خود برندارد. عمر بن عبد العزیز دوات و کاغذى خواست و نوشت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ این سند رد عمر بن عبد العزیز است حق محمد بن على را بنام فدک.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 162

حضرت محمد (ص) : خشم و غضب ایمان ( شخص ) را فاسد میکند هم چنانکه سرکه عسل را فاسد میکند.   اصول کافی جلد 3 باب الغضب حدیث 1

حضرت محمد (ص) : بدانید که خشم آتشی است که در دل فرزند آدم مشتعل میشود آیا ندیدید سرخی چشمها و تورم رگهای گردنش را ؟   مجازات النبویه صفحه 203

حضرت محمد (ص) : هرکه خشم خود را از مردم باز گیرد خداوند تبارک و تعالی عذاب روز قیامت را از او باز گیرد.  اصول کافی جلد 3 باب الغضب حدیث 14

حضرت محمد (ص) : زمانیکه خشمگین شدی ساکت باش.  مجموعه ورام جلد 1 صفحه 123

حضرت محمد (ص) : نیرومندترین شما کسی است که هنگام خشم بر نفس خود مالک شود.  تحف العقول مواعظ النبی (ص)

حضرت محمد (ص) ( ضمن وصیت به حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود ) غضب مکن پس چون خشمگین شدی بنشین و در قدرت پروردگار بر بندگان و حلم او درباره آنها اندیشه نما و زمانیکه به تو گفته شود از خدا بترس خشمت را به دور افکن و به بردباریت برگرد.  تحف العقول مواعظ النبی (ص)

حضرت محمد (ص) : انسان هیچ جرعه ای ننوشیده که اجرش در نزد خداوند بزرگتر از اجر جرعه خشمی باشد که در راه خدا فرو خورده باشد.  مجازات النبویه صفحه 152

حضرت محمد (ص) : از محبوبترین راه ها به سوی خداوند عزوجل ( نوشیدن ) دو جرعه است : جرعه خشمی که با بردباری آنرا رد کنی و جرعه مصیبتی که با صبر آنرا برگردانی.  اصول کافی جلد 3 باب کظم الغیظ حدیث 9

حضرت محمد (ص) : هرکه خشم خود را فرو خورد و در حالیکه بر انتقام قادر باشد خداوند او را مخیر میگرداند که از حوری ها هرکدام را خواهد بگیرد.  ارشاد القلوب دیلمی صفحه 190

حضرت محمد (ص) : هرکه جرعه خشمی را فرو خورد و اگرچه بخواهد آنرا بگذراند میتواند انجام دهد خداوند قلب او را از امن و ایمان پر نماید.  مجموعه ورام جلد 1 صفحه 124

حضرت محمد (ص) : هیچ بنده ای جرعه ای ننوشیده است که پاداش آن بزرگتر از پاداش جرعه خشمی باشد که آنرا برای به دست آوردن رضای خداوند عزوجل فرو خورده باشد.  مجموعه ورام جلد 1 صفحه 124

حضرت محمد (ص) : نیرومند بودن به کشتی گرفتن نیست نیرومند فقط کسی است که هنگام خشم خود را نگه دارد.  روضة الواعظین صفحه 380

حضرت محمد (ص) : محبت خدا بر کسی که خشمگین شود پس بردباری نماید واجب است.  اثنی عشریه صفحه 12

حضرت محمد (ص) : هرکه خشم خود را باز دارد خداوند عذابش را از او بازدارد.   سفینة البحار جلد 2 صفحه 319

حضرت محمد (ص) : هرکه خشمی را فرو خورد و در حالیکه او بر گذراندن آن قادر باشد و بردباری نماید خداوند او را پاداش شهید عطاء فرماید.   مجموعه ورام جلد 2 صفحه 262

امام صادق (ع) فرمود : شنیدم پدرم میفرمود: مردى بیابانى خدمت رسولخدا صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: من صحرا نشینم (و چون نمیتوانم همیشه از خدمت شما استفاده کنم ) کلمات جامعى به من بیاموز، فرمود: دستورت میدهم که غضب مکن ، مرد عرب در خواست خود را سه بار تکرار کرد (و همان جواب شنید) تا آنمرد به خود آمد و گفت : دیگر سؤالى نمی کنم ، رسولخدا صلى الله علیه و آله جز به خیر مرا دستور نفرمود (زیرا همان غضب نکردن مرا از دشنام و تهمت و آزار مسلمان و چاقوکشى و آدم کشى و گناهان دیگر باز میدارد) سپس فرمود: پدرم میفرمود: سخت تر از غضب چه چیز است ؟ همانا مرد غضب میکند و در اثر آن مرتکب قتل نفس که خدا حرام کرده میشود و زن پاکدامن را متهم مى سازد.  اصول کافى جلد 3 صفحه 412 

امام باقر (ع) فرمود: در کتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با موسى علیه السلام است : که : اى موسى خشم خود را از کسیکه تو را بر او مسلط ساخته ام بازگیر تا خشم خود را از تو باز گیرم .  اصول کافى جلد 3 صفحه 413

امام صادق (ع) فرمود: غضب دل شخص حکیم را نابود کند (از اینرو بجاى حکمت از او سفاهت بینند) و فرمود: هر کس مالک غضب خود نباشد، مالک عقل خود نخواهد بود.  اصول کافى جلد 3 صفحه 415 

میسر گوید: خدمت امام باقر (ع ) از غضب سخن به میان آمد. حضرت فرمود: همانان مرد غضب میکند و تا داخل دوزخ نشود، هرگز راضى نگردد (تا مرتکب گناهى نشود خشمش تسکین نیابد) پس هر کس بر مردمى خشمگین شد، و ایستاده بود، باید فورى بنشیند، تا پلیدى شیطان از او دور شود، و هر کس بر خویشاوندانش غضب کند باید نزدیک او رود و تنش را مس کند (مثلا دست به دست او ساید) زیرا خویشاوند هرگاه مس شود آرامش یابد.  اصول کافى جلد 3 صفحه 412 شرح : علماء اخلاق براى چاره و علاج غضب دو راه علمى و عملى ذکر کرده اند. راه علمیش آنستکه بنده خدا تفکر کند در آیات و اخباریکه در مذمت غضب و خشم و ستایش عفو و حلم و کظم غیظ ( فرو بردن خشم ) وارد شده است و راه عملیش آنستکه : چون خشمگین شود، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگوید و با آب سرد وضو بگیرد یا غسل کند و اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته دراز کشد و اگر بر فامیل و خویشاوندش غضب کرده نزدیک او رود و دست به بدن او گذارد.

عبدالاعلى گوید: به امام صادق (ع ) عرض کردم : مرا اندرزى ده که از آن پند گیرم ، فرمود: مردى خدمت رسولخدا صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله : اندرزى به من بیاموز که از آن پند گیرم ، حضرت به او فرمود برو و غضب مکن ، سپس تکرار کرد و باز حضرت فرمود: برو و غضب مکن تا سه بار.  اصول کافى جلد 3 صفحه 413

پیغمبر (ص) فرمود: سه خصلت است که هر کس خداى عزوجل را با آنها ملاقات کند (با این سه خصلت بمیرد) از هر دریکه خواهد داخل بهشت شود: کسی که خلقش نیکو باشد و در حضور و غیاب مردم از خدا بترسد و مجادله نکند اگرچه حق با او باشد.  اصول کافى جلد 3 صفحه 409

رسولخدا (ص) فرمود: نبود زمانیکه جبرئیل نزد من آید، جز آنکه غالبا میگفت : اى محمد از بغض و دشمنى مردم بپرهیز.  اصول کافى جلد 3 صفحه 410

امام صادق (ع) فرمود: از دشمنى با یکدیگر بپرهیزید، زیرا دشمنى دل را مشغول کند و موجب نفاق شود و کینه ها پدید آرد.  اصول کافى جلد 3 صفحه 411

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: غضب ایمان را فاسد کند چنانکه سرکه عسل را.  اصول کافى جلد3 صفحه 412

امام صادق (ع) فرمود: غضب کلید هر شرى است .  اصول کافى جلد 3 صفحه 412

امام صادق (ع) میفرمود: هر که غضب خود را نگه دارد، خدا عیب او را بپوشاند.  اصول کافى جلد 3 صفحه 413

على بن الحسین (ع ) فرمود: دوست ندارم که بجاى نرم خوئى و فروتنیم ، شتران سرخ مو داشته باشم (یعنى چنین صفت حمیده اى را با مال دنیا عوض نمی کنم و هرگز راضى نمیشوم که خشن و تند خو باشم و در برابر بهترین چهارپایان و زیور دنیا را داشته باشم ) و هیچ جرعه اى ننوشم که آنرا دوست تر داشته باشم از جرعه خشمیکه طرف را بدان کیفر ندهم .  اصول کافى جلد 3 صفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: نیکو جرعه ایست خشم براى کسى که بر آن صبر کند، زیرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگست ، و خدا مردمى را که دوست دارد، گرفتارشان سازد.  اصول کافى جلد 3 صصفحهفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: فرو خوردن خشم از دشمن در زمان دولت و اقتدار آنها، تقیه و احتیاطى است براى کسیکه دور اندیشى کند، و به معرض بلاى دنیا در نیاید، و مخاصمه نمودن و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدار آنها بدون مراعات تقیه ، ترک دستور خداست ، پس با مردم مدارا کنید تا عمل شما نزد آنها بزرگ و فربه شود (از شما به نیکى یاد کنید) و با آنها دشمنى مکنید که بر گردن خود سوارشان کنید و خوار و زبون گردید.اصول کافى جلد 3 صفحه 170 

امام صادق (ع ) فرمود: هیچ بنده اى خشمى فرو نخورد، جز آنکه خداى عزوجل عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید، و همانا خداى عزوجل فرماید: (و آنها که خشم خود فرو خورند واز مردم بگذرند، و خدا نیکوکارانرا دوست داد، 128 سوره 3 ) و خدا او را بجاى فرور خوردن خشمش این پاداش دهد (یعنى او را دوست دارد).  اصول کافى جلد 3 صفحه170

امام صادق (ع ) مى فرمود: هر که خشمى را فرو خورد که بتواند آن را اعمال کند (و از طرف خود انتقام بگیرد)، خدا روز قیامت دلش را از رضاى خود پر کند.  اصول کافى جلد 3 صفحه 170

امام باقر علیه السلام فرمود: هر که خشمى را فرو خورد که بتواند آن را اعمال کند، خدا روز قیامت دلشرا از ایمنى و ایمان پر کند.اصول کافى جلد3 صفحه 171

زید شحام گوید: امام صادق (ع ) به من فرمود: اى زید در برابر دشمنان نعمتها صبر کن ، زیرا کسیرا که درباره تو خدا را نافرمانى کرده ، بهتر از اینکه خدا را درباره او فرمان برى ، جبران نخواهى کرد. اى زید! خدا دین اسلام رابرگزید و انتخاب فرمود: پس با سخاوت و خوشخلقى با او نیکو معاشرت کنید. شرح : انسان با هر کسى رفاقت و آمیزش دارد، هر چه بیشتر طبق میل و خواسته او رفتار کند، رفاقت و دوستى آنها محکم تر و پایدارترمیگردد. امام صادق (ع ) مى فرماید: خدایتعالى دین اسلام را براى مصاحبت و همدمى شما انتخاب فرمود، و آنچه او را خوش آید و طبق میلش میباشد، سخاوت و خوشخلقى است ، ایندو صفت را داشته باشید تا دوستى شما با اسلام محکم و پایدار شود.  اصول کافى جلد 3 صفحه 171

رسولخدا (ص ) فرمود: دوست ترین راه بنده بسوى خدا عزوجل نوشیدن دو جرعه است 1 جرعه خشمیکه با خویشتن دارى ردش کند. 2 جرعه مصیبتى که با صبرش برگرداند. اصول کافى جلد  3 صفحه 171

على بن الحسین صلوات الله علیهما فرمود: دوست ندارم که در برابر خوارى نفسم شتران سرخ مو داشته باشم ، و جرعه اى محبوبتر از جرعه خشمیکه صاحبش را مجازات نکنم ننوشیدم .  اصول کافى جلد3صفحه 172

امام صادق (ع ) فرمود: هیچ جرعه اى بنه ننوشد که نزد خداى عزوجل محبوبتر باشد از جرعه خشمى که ، هنگام گردشش در دل بنوشد، بوسیله صبر یا خویشتن دارى.اصول کافى جلد 3 صفحه 172 { مراد از گردش جرعه در دل ، هیجان و جوششى است که براى خشمگین دست میدهد و فکر میکند آیا مجازات کنم یا در گذرم }.